حكيم ابوالقاسم فردوسى

458

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

كمند پيچان خود را از فتراك بگشود و به نام گيهاندار و كردگار ، آن را در گردن گرگسار انداخت . و بدين سان سر و گردن گرگسار در بند آمد و تن لرزانش بر خاك افتاد . اسفنديار دو دست او را از پشت همچون سنگ ببست و بر گردنش پالهنگ افكند و كِشان كشان و خون بر لب آورده ، او را از پيش ردهء سپاهيان به لشگرگاه آورد . آنگاه گرگسار بدخواه را به دست همايون زرّين كلاه به نزد شاه ايران فرستاد و گفت : اين را در سراپرده ببند و آهنگ كشتن او نكن تا ببينيم روزگار چه كسى را در اين كارزار پيروز مىگرداند . آنگاه اسفنديار از آنجا به آوردگاه رفت و همهء سپاهيان را به جنگ آورد و به جنگاوران گفت : كهرم كجاست ؟ درفشش در سوى راست سپاه پيدا نيست . آن كندر تيغ زن و شيرگير هم كه نيزه و تيرش از كوه نيز مىگذشت ، اكنون نيست . از سوى ديگر ، به ارجاسپ گفتند كه اسفنديار با گرگسار مىجنگيد . ليك از تيغ آن دليران ، آسمان بنفش گشت و اكنون ديگر آن درفش گرگ پيكر پيدا نيست . دل ارجاسپ با شنيدن آن سخن اندوهگين گشت . پس شتر بخواست و راه بيابان در پيش گرفت . و بدين سان ارجاسپ با ويژگانش بر شتران سوار گشتند و اسپان را نيز با خود ببردند . ارجاسپ سپاهيانش را بر آن رزمگاه بگذاشت و خودش با آن مهتران به سوى خلّخ براند . پس اسفنديار چنان خروشيد كه از آواز او كوهسار به لرزه درآمد . به ايرانيان گفت : اين شمشير جنگ را بيهوده در چنگ نگاه مداريد . نيام آن را دل و خون دشمن كنيد و از تورانيانى كه مىكشيد كوه كارن به پا كنيد « 1 » . سپاهيان كينه‌خواه ايران كه چنين شنيدند ، ران بيفشردند و به پيش سپاه توران آمدند . ديگر چنان شد كه خاك و

--> ( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1232 ، بيت 1484 اين بيت بدين سان آمده : نيام از دل و خون دشمن كنيد * ز توران زمين كوه قارن كنيد ليك مصرع دوم اين بيت در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 163 اين گونه ضبط شده : « ز تورانيان كوه قارن كنيد » ^ CENTER . كه صحيح‌تر به نظر مىرسد .